مرثیه ای بر یک رویا

متن مرتبط با «دلمه برگ مو» در سایت مرثیه ای بر یک رویا نوشته شده است

فراموشی

  • نیلوبلاگ

    _آخرین باری که اینجا اومدیم یادته؟!+ آره، آخرین باری که همدیگه رو دیدیم همین جا بود. دقیقا همین میز نشسته بودیم، فقط الان جامون عوض شده_ خیلی سال گذشته، خیلی عوض شدیم ولی اینجا هنوز مثل قدیمه .+ کاش نبود. احساس می کنم تک تک این میز و صندلی ها بهم خیره شدن و دارن سرزنشم میکنن_ نمی خواد زمین رو شخم بزنی و خاطره ها رو بیرون بیاری ...+ یه سوال بپرسم؟_ آره حتما ...+بعد از من دوباره با کسی اینجا اومدی ؟!- آره با خیلی ها+ سخت نبود؟!_ وقتی قرار بود برای آخرین بار ببینمشون اینجا قرار میگذاشتم. اینجا جایی بود که یاد گرفته بودم میشه فراموشی گرفت. یه برمودایی داره که همه ی خاطره ها رو قورت میده. رو همین صندلی می شستم و یادم میومد من مهمتر از اینارو از دست دادم ...+ یه اعترافی کنم، من هنوز بهت فکر می کنم...

    ادامه مطلب