
میگن سی سالگی عجیب ترین سال زندگیه، سال تصمیم ها و کارهای بزرگ زندگی، به عنوان کسی که عاشق سفر به خارج از کشوره وبلاگ سفرم کلمه به استانبول چیزی بیشتر از سفر بود، سفر به اعماق وجود خودم بود. سفر به واقعیت درونی ...
ادامه مطلب
کسی آمد که حرف عشق را با ما زددل ترسوی ما هم دل به دریا زدبه یک دریای توفانیدل ما رفته مهمانیچه دور ساحلشاز دور پیدا نیستیک عمری راه و در قدرت ما نیستباید پارو نزد،وا دادباید دل رو به دریا دادخودش میبردت هرجا دلش خواستبه هرجا برد بدون ساحل همونجاستبه امیدی که ساحل داره این دریابه امیدی که آروم میشه تا فردابه امیدی که این دریا فقط شاه ماهی دارهبه عشقی که نمیبینی شباشو بی ستارهدل ما رفته مهمانیبه یک دریای طوفانیخودش میبردت هرجا دلش خواستبه هرجا برد بدون ساحل همونجاست......
ادامه مطلب
من تماشای تو می کردم و غافل بودمکز تماشای تو خلقی به تماشای منندگقته بودی که چرا محو تماشای منیو چنان محو که یکدم مژه بر هم نزنیمژه برهم نزنم تا که ز دستم نرودناز چشم تو بقدر مژه بر هم زدنی...
ادامه مطلب