
عاشقانه های شاملو به آیدا...آیدا ، امید و شیشهی عمرم !تمامِ بدبختیهای من ، بازیچهی مضحک و پیش پا افتادهای بیش نیست. تمام این گرفتاریها فقط یک مگس مزاحم است که با تکان یک دست برطرف میشود. بدبختی فقط هنگامی به سراغ من میآید که ببینم آیدای من ، لبخندش را فراموش کرده است ...احمد شاملو...
ادامه مطلب
2 ماه آخر 30 سالگی توام شد، با عمل زانو و خونه نشینی، با ترس و دلهره امروز رفتم دکتر به امید اینکه بگه میتونی روی پاهات راه بری که برعکس گفت حداقل یک ماه دیگه باید با عصا راه بری و استراحت کنی. ناامید...
ادامه مطلب
بابا گفت : هر چی مُلا یادت داده ول کن، فقط یک گناه وجود دارد و والسلام. آن هم دزدیست. هر گناه دیگری هم نوعی دزدیست ...!اگر مردی را بکشی، یک زندگی را میدزدی. حق زنش را از داشتن شوهر میدزدی، حق بچههایش را از داشتن پدر میدزدی. وقتی دروغ میگویی، حق کسی را از دانستن حقیقت میدزدی. وقتی تقلب میکنی، حق را از انصاف ...
ادامه مطلب
مرگ من سفری نیست هجرتی است از سرزمینی که دوست نمی داشتم به خاطر نامردمانش ! خود آیا از چه هنگام این چنین آئین مردمی از دست بنهاده اید ؟ پر ِ پرواز ندارم اما دلی دارم و حسرت ِ درناها و به هنگامی که مرغان مهاجر در دریاچه ی ماهتاب پارو می کشند خوشا رها کردن و رفتن ! خوابی دیگر به مردابی دیگر ! خوشا ماندابی دیگر به ساحلی دیگر به دریایی دیگر ! خوشا پر کشیدن ، خوشا رهایی ! آه ، این پرنده در این قفس تنگ نمی خواند ...برچسبها: شعر, احمد شاملو...
ادامه مطلب
آخرین پست سال 2016 به دارازا کشید و شد اولین پست سال 2017 سال جدید بهونه ای شد برای نوشتن در مورد آدمهاما آدمها توی زندگی برای نو شدن دنبال سال جدید هستیم و برای ابراز عشق و علاقه و گفتن دوستت دارم منتظر ولنتاین و برای شروع کار جدید منتظر اول ماه و ....و این وسط چه آدمهایی که وقت نکردن نو بشن و چه د...
ادامه مطلب
تو آمدی ز دورها و دورها ز سرزمین عطرها و نورها نشانده ای مرا کنون به زورقی ز عاجها، ز ابرها، بلورها مرا ببر امید دلنواز من ببر به شهر شعرها و شورها...
ادامه مطلب