مرثیه ای بر یک رویا

متن مرتبط با «دوستت دارم ها را» در سایت مرثیه ای بر یک رویا نوشته شده است

هوشنگ ابتهاج

  • نیلوبلاگ

    بعد از مدتها سری به این خونه زدم، مدتهاست به خاطره مشغله کاری وقت نمیکنم اینجا چیزی بنویسم اما پر کشیدن سایه بهونه ای شد که باز سری به این خونه بزنم.کم کم داره هنر و هنرمند داره از این مملکت پر میکشه.روح سایه آسمانیمردن عاشق نمی میراندش در چراغ تازه می گیراندش بخوانید...

    ادامه مطلب
  • رهایی

  • نیلوبلاگ

    گاهی حتی کمک هم نمیخوای،هیچیفقط دوست داری دست از سرت بردارن که راحت زندگیتو بکنیخودت از پسش برمیای، اگه چوب لا چرخت نذارن... اگه راحتت بذارن... اگه برن دنبال زندگیشون و دست از سرت بردارن...گاهی تمام چیزی که احتیاج داری همینه!...

    ادامه مطلب
  • باران کجا

  • نیلوبلاگ

    من كجا، باران كجا و راه بى پايان كجاآه اين دل دل زدن تا منزل جانان كجاu200eهرچه كویت دورتر، دل تنگتر، مشتاقترu200eدر طريق عشقبازان مشكلِ آسان كجا...

    ادامه مطلب
  • دستت را به من بده

  • نیلوبلاگ

    از شاملو گفتن یعنی فریاد آزادی و طغیان و عشق و انسانیتشاملو فریادی بود که خاموش نشد از نسلی گفت که برای آزادای فریاد زد و ایستاده مرد، از مرگ نازلی گفت و از عشق،  از آیدا گفت، از عشق به آیدا و از آیدا در آینه، از درد مشترک گفت و فریادی که کسی نشنید!!!!اشک رازیستلبخند رازیستعشق رازیستاشک آن شب لبخند عشقم بود قصه نیستم که بگویینغمه نیستم که بخوانیصدا نیستم که بشنوییا چیزی چنان که ببینییا چیزی چنان که بدانیمن درد مشترکم مرا فریاد کن درخت با جنگل سخن میگویدعلف با صحراستاره با کهکشانو من با تو سخن میگویمنامت را به من بگودستت را به من بدهحرفت را به من بگوقلبت را به من بده من ریشه های تو را دریافته امبا لبانت برای همه لبها سخن گفته امو دستهایت با دستان من آشناستدر خلوت روشن با ت...

    ادامه مطلب
  • فراموشی

  • نیلوبلاگ

    _آخرین باری که اینجا اومدیم یادته؟!+ آره، آخرین باری که همدیگه رو دیدیم همین جا بود. دقیقا همین میز نشسته بودیم، فقط الان جامون عوض شده_ خیلی سال گذشته، خیلی عوض شدیم ولی اینجا هنوز مثل قدیمه .+ کاش نبود. احساس می کنم تک تک این میز و صندلی ها بهم خیره شدن و دارن سرزنشم میکنن_ نمی خواد زمین رو شخم بزنی و خاطره ها رو بیرون بیاری ...+ یه سوال بپرسم؟_ آره حتما ...+بعد از من دوباره با کسی اینجا اومدی ؟!- آره با خیلی ها+ سخت نبود؟!_ وقتی قرار بود برای آخرین بار ببینمشون اینجا قرار میگذاشتم. اینجا جایی بود که یاد گرفته بودم میشه فراموشی گرفت. یه برمودایی داره که همه ی خاطره ها رو قورت میده. رو همین صندلی می شستم و یادم میومد من مهمتر از اینارو از دست دادم ...+ یه اعترافی کنم، من هنوز بهت فکر می کنم...

    ادامه مطلب
  • سرای بی کسی

  • نیلوبلاگ

    در این سرای بی کسی کسی به در نمی زندبه دشت پر ملال ما پرنده پر نمی زندیکی زشب گرفتگان چراغ بر نمی کندکسی به کوچه سار شب در سحر نمی زندنشسته ام در انتظار این غبار بی سواردریغ کز شبی چنین سپیده سر نمی زنددل خراب من دگر خراب تر نمی شودکه خنجر غمت از این خراب تر نمی زندگذر گهی است پر ستم که اندرو به غیر غمیکی صلای آشنا به رهگذر نمی زندچه چشم پاسخ است از این دریچه های بسته اتبرو که هیچ کس ندا به گوش کر نمی زندنه سایه دارم و نه بر بیفکنندم و سزاستاگر نه بر درخت تر کسی تبر نمی زند برچسبها: هوشنگ ابتهاج, شعر...

    ادامه مطلب
  • تنهایی

  • نیلوبلاگ

    نه آرامشت را ،به چشمى وابسته کن ...نه دستت را به دستى دلخوش ! چشم ها بسته مى شوند ،و دست ها مُشت مى شوند ...! و تو می‌مانى و یک دنیا ت...

    ادامه مطلب
  • آدمها

  • نیلوبلاگ

    ‏آدم‌ها میروند و می‌آیند و کمی از خود...

    ادامه مطلب
  • عاشقانه ای با هوشنگ ابتهاج

  • نیلوبلاگ

    دلی که در دو جهان جز تو هیچ یارش نیستگرش تو یار نباشی جهانبه کارش نیستچنان ز لذت دریا پر است کشتی ماکه بیم ورطه و اندیشه یکنارش نیست کسی به سان صدف وکند دهان نیازکه نازنین گوهری چون تو درکنارش نیست خیال دوست گل افشان اشک من دیده ستهزار شکر که این دیدهشرمسارش نیست نه من ز حلقه ی دیوانگان عشقم و بسکدام سلسله دیدی که بیقرارش نیست سوار من که ازل تا ابد گذرگه اوستسری نماند که بر خک رهگذارشنیست ز تشنه کامی خود آب می خورد دل منکویر سوخته جان منت بهارش نیست عروس طبع من ای سایه هر چه دل ببردهنوز دلبری شعر شهریارش نیست برچسبها: شعر, هوشنگ ابتهاج, عاشقانه ها...

    ادامه مطلب
  • حرف هایی برای نگفتن

  • نیلوبلاگ

    حرفهایی هست برای گفتن که اگر گوشی نبود نمیگوییم..و حرفهایی هست برای نگفتن،حرفهایی که هرگز سر به ابتذال گفتن فرود نمیآورند.حرفهای شگفت، زیبا و اهورایی همینهایند و سرمایه ماورایی هرکس به اندازه حرفهایی است که برای نگفتن دارد، حرفهای بیتاب و طاقتفرسا، که همچون زبانههای بیقرار آتشاند و کلماتش هر یک انفجاری را به بند کشیدهاند؛کلماتی که پارههای بودن آدمیاند.اینان هماره در جستجوی مخاطب خویشند، اگر یافتند، یافته میشوند و در صمیم وجدان او آرام میگیرند..و اگر مخاطب خویش را نیافتند، نیستند..و اگر او را گم کردند، روح را از درون به آتش میکشند و دمادم، حریقهای دهشتناک عذاب...

    ادامه مطلب
  • آونگ خاطرات

  • نیلوبلاگ

    رویاهایت را برآورده کند آنکهآسمانی را می گریاند تا گلی را بخنداند اسفند 1390 ما انسانها محکومیم به تحمل خاطرات، آونگی مرگ بار که گاهی با اسمی، گاهی با خطی شعر و گاهی با عطری در سرمان به صدا در می آید و این آونگ به یادمان می اورد که زمان گاهی می ایستد، می ایستد به احترام یک خاطره... برچسبها: ذهن درگیر من, خاطرات, آونگ, اسفند...

    ادامه مطلب
  • باد ما را خواهد برد

  • نیلوبلاگ

    بهزاد :فکر میکنم فرهاد هم بیستون رو تنهایی کَنده. فرهادو میشناسی؟یوسف گورکن: بله! همشهریمانه! پنج فرسخی اینجاست!بهزاد: آها! باریکلا! … ولی بیستون رو فرهاد نکنده.یوسف گورکن: میدانم!بهزاد: کی کَنده؟یوسف گورکن: عشقش کَنده … عشق شیرین.بهزاد: باریکلا! اهل دلم که هستی!یوسف گورکن: آدم که بیدل نمیشه آ...

    ادامه مطلب
  • دوستت دارم ها

  • نیلوبلاگ

    گاهی یادت می افتم نه اینکه عاشقت باشم نه اینکه هوایت، کلافه ام کند به یادت می افتم چون پنجره ات به سمت باغی باز می شد که نرسیده به خرداد، تمام شد. پنجره ات دوست داشتنی تر از تو بود و این برای ادامه یک عشق کافی نیست!...

    ادامه مطلب
  • برچسب‌های مرتبط

    دوستت دارم ها | دوستت دارم های عاشقانه | دوستت دارم های الکی | دوستت دارم های زیبا | دوستت دارم هایت را ساده بگو | دوستت دارم ها آه چه کوتاهند | دوستت دارم های دروغین | دوستت دارم هایت | دوستت دارم های من | دوستت دارم ها را