مرثیه ای بر یک رویا

متن مرتبط با «سفر به گرجستان» در سایت مرثیه ای بر یک رویا نوشته شده است

از بامداد به آیدا

  • نیلوبلاگ

    عاشقانه های شاملو به آیدا...آیدا ، امید و شیشهی عمرم !تمامِ بدبختیهای من ، بازیچهی مضحک و پیش پا افتادهای بیش نیست. تمام این گرفتاریها فقط یک مگس مزاحم است که با تکان یک دست برطرف میشود. بدبختی فقط هنگامی به سراغ من میآید که ببینم آیدای من ، لبخندش را فراموش کرده است ...احمد شاملو...

    ادامه مطلب
  • از سی به بعد

  • نیلوبلاگ

    2 ماه آخر 30 سالگی توام شد، با عمل زانو و خونه نشینی، با ترس و دلهره امروز رفتم دکتر به امید اینکه بگه میتونی روی پاهات راه بری که برعکس گفت حداقل یک ماه دیگه باید با عصا راه بری و استراحت کنی. ناامید...

    ادامه مطلب
  • هنوز در سفرم...

  • نیلوبلاگ

    میگن سی سالگی عجیب ترین سال زندگیه، سال تصمیم ها و کارهای بزرگ زندگی، به عنوان کسی که عاشق سفر به خارج از کشوره وبلاگ سفرم کلمه به استانبول چیزی بیشتر از سفر بود، سفر به اعماق وجود خودم بود. سفر به واقعیت درونی ...

    ادامه مطلب
  • دستت را به من بده

  • نیلوبلاگ

    از شاملو گفتن یعنی فریاد آزادی و طغیان و عشق و انسانیتشاملو فریادی بود که خاموش نشد از نسلی گفت که برای آزادای فریاد زد و ایستاده مرد، از مرگ نازلی گفت و از عشق،  از آیدا گفت، از عشق به آیدا و از آیدا در آینه، از درد مشترک گفت و فریادی که کسی نشنید!!!!اشک رازیستلبخند رازیستعشق رازیستاشک آن شب لبخند عشقم بود قصه نیستم که بگویینغمه نیستم که بخوانیصدا نیستم که بشنوییا چیزی چنان که ببینییا چیزی چنان که بدانیمن درد مشترکم مرا فریاد کن درخت با جنگل سخن میگویدعلف با صحراستاره با کهکشانو من با تو سخن میگویمنامت را به من بگودستت را به من بدهحرفت را به من بگوقلبت را به من بده من ریشه های تو را دریافته امبا لبانت برای همه لبها سخن گفته امو دستهایت با دستان من آشناستدر خلوت روشن با ت...

    ادامه مطلب
  • مرگ من سفری نیست

  • نیلوبلاگ

    مرگ من سفری نیست هجرتی است از سرزمینی که دوست نمی داشتم به خاطر نامردمانش ! خود آیا از چه هنگام این چنین آئین مردمی از دست بنهاده اید ؟ پر ِ پرواز ندارم اما دلی دارم و حسرت ِ درناها و به هنگامی که مرغان مهاجر در دریاچه ی ماهتاب پارو می کشند خوشا رها کردن و رفتن ! خوابی دیگر به مردابی دیگر ! خوشا ماندابی دیگر به ساحلی دیگر به دریایی دیگر ! خوشا پر کشیدن ، خوشا رهایی ! آه ، این پرنده در این قفس تنگ نمی خواند ...برچسبها: شعر, احمد شاملو...

    ادامه مطلب
  • سفر

  • نیلوبلاگ

    28 مرداد وقتی میخاستم سوار هواپیما شم گیج و سردرگم بودم، هیچ تصوری نداشتم از کشوری که دارم میرم بعد از 1 هفته که برگشتم تو هواپیما دوست داشتم هیچوقت هواپیما فرود بیاد!!!! وقت برگشت حتی یه ذره هم دلم تنگ نشده بود، چه حسرتی خوردم توی راه برگشت برای زندگی که تا حالا نکردم، از زندگی که نیست از جامعه ای که نیست ازانسانی که نیست. این حسرت نه برای آزادی و امکانات بلکه برای انسانیت و زیبایی بود که مدتهاست احساسش نکردم. معنی زندگی برای ما از بین رفته، ما عادت کردیم به نقش بازی کردن روتین که اسمشو گذاشتیم زندگی.زندگی ای که برامون شده مثل کلاف پر گره ای که هرچی جلو...

    ادامه مطلب
  • برچسب‌های مرتبط

    سفره عقد | سفر التكوين | سفرة رمضان | سفره افطار | سفر المزامير | سفر الرؤيا | سفر به گرجستان | سفر الامثال |