
مدتها بود وقت نکرده بودم به کلبه تنهاییم سر بزنم، توی این چند ماه اینقدر درگیر بودم که در حد یک خطم نتونستم بیام بنویسم، اما خستم، خیلی خسته ، از همه چی خستم!!!بیشتر از همه از آدم های دوربرم، تصمیم گرفتم برم اگه این مملکت ویرانه نشه رفت حتما از این شهر سال دیگه میرم، هر جایی جز این شهر غمگین و حسود... Let's block ads! بخوانید...
ادامه مطلب
نرمک نرمک میرسد اینک بهاراما چه بهاری؟و چه سالی؟سال بلوا بود و سال سیاه، گاهی باید خدا شکر کرد که میگذره، سال 98 سیاه ترین سال زندگی من بود و چه خوب که تموم شد.پیشاپیش سال 99 مبارک...
ادامه مطلب
چیزی به سال جدید نمونده و داریم آخرین# ساعت های این سال نحس میگذرونیم، سالی سخت و عجیب بود و متاسفانه هر سال داره بدتر از پارسال میشه، به امید اینکه سال جدید برای همه پر از شادی و خوبی باشه.......
ادامه مطلب
از شاملو گفتن یعنی فریاد آزادی و طغیان و عشق و انسانیتشاملو فریادی بود که خاموش نشد از نسلی گفت که برای آزادای فریاد زد و ایستاده مرد، از مرگ نازلی گفت و از عشق، از آیدا گفت، از عشق به آیدا و از آیدا در آینه، از درد مشترک گفت و فریادی که کسی نشنید!!!!اشک رازیستلبخند رازیستعشق رازیستاشک آن شب لبخند عشقم بود قصه نیستم که بگویینغمه نیستم که بخوانیصدا نیستم که بشنوییا چیزی چنان که ببینییا چیزی چنان که بدانیمن درد مشترکم مرا فریاد کن درخت با جنگل سخن میگویدعلف با صحراستاره با کهکشانو من با تو سخن میگویمنامت را به من بگودستت را به من بدهحرفت را به من بگوقلبت را به من بده من ریشه های تو را دریافته امبا لبانت برای همه لبها سخن گفته امو دستهایت با دستان من آشناستدر خلوت روشن با ت...
ادامه مطلب
مرگ من سفری نیست هجرتی است از سرزمینی که دوست نمی داشتم به خاطر نامردمانش ! خود آیا از چه هنگام این چنین آئین مردمی از دست بنهاده اید ؟ پر ِ پرواز ندارم اما دلی دارم و حسرت ِ درناها و به هنگامی که مرغان مهاجر در دریاچه ی ماهتاب پارو می کشند خوشا رها کردن و رفتن ! خوابی دیگر به مردابی دیگر ! خوشا ماندابی دیگر به ساحلی دیگر به دریایی دیگر ! خوشا پر کشیدن ، خوشا رهایی ! آه ، این پرنده در این قفس تنگ نمی خواند ...برچسبها: شعر, احمد شاملو...
ادامه مطلب
آخرین پست سال 2016 به دارازا کشید و شد اولین پست سال 2017 سال جدید بهونه ای شد برای نوشتن در مورد آدمهاما آدمها توی زندگی برای نو شدن دنبال سال جدید هستیم و برای ابراز عشق و علاقه و گفتن دوستت دارم منتظر ولنتاین و برای شروع کار جدید منتظر اول ماه و ....و این وسط چه آدمهایی که وقت نکردن نو بشن و چه د...
ادامه مطلب
به سراغ من اگر می آیید پشت هیچستانم پشت هیچستان رگ های هوا پر قاصد هایی است که خبر می آرند از گل وا شده ی دورترین نقطه ی خاک پشت هیچستان چتر خواهش باز است تا نسیم عطشی در بن برگی بدود زنگ باران به صدا می آید آدم اینجا تنهاست و در این تنهایی سایه ی نارونی تا ابدیت جاریست به سراغ من اگر می آیید نرم و ...
ادامه مطلب
آنکه مست آمد و دستی به دل ما زد و رفت در این خانه ندانم به چه سودا زد و رفت خواست تنهایی مارا به رخ ما بکشد تنه ای بر در این خانه تنها زد و رفت دل تنگش سر گل چیدن از این باغ نداشت قدمی چند به آهنگ تماشا زد و رفت مرغ دریا خبر از یک شب دریایی داشت گشت فریاد کشان بال به دریا زد و رفت چه هوایی به سرش بود که با دست تهی پشت پا بر هوس دولت دنیا زد و رفت بس که اوضاع جهان در هم و ناموزون دید قلم نسخ براین خط چلیپا زد و رفت...
ادامه مطلب
به سراغ من اگر می آیید پشت هیچستانم پشت هیچستان رگ های هوا پر قاصد هایی است که خبر می آرند از گل وا شده ی دورترین نقطه ی خاک پشت هیچستان چتر خواهش باز است تا نسیم عطشی در بن برگی بدود زنگ باران به صدا می آید آدم اینجا تنهاست و در این تنهایی سایه ی نارونی تا ابدیت جاریست به سراغ من اگر می آیید نرم و آهسته بیا یید که مبادا ترک بردارد چینی نازک تنهایی...
ادامه مطلب
گاهی یادت می افتم نه اینکه عاشقت باشم نه اینکه هوایت، کلافه ام کند به یادت می افتم چون پنجره ات به سمت باغی باز می شد که نرسیده به خرداد، تمام شد. پنجره ات دوست داشتنی تر از تو بود و این برای ادامه یک عشق کافی نیست!...
ادامه مطلب
نمای اول اولین بار فیلم طعم گیلاسشو وقتی خیلی بچه بودم دیدم و اون زمان گفتم چه فیلم مسخره ای نمای دوم کم کم عاشق سینما شدم و بیشتر و بیشتر فیلم دیدم نمای سوم خانه دوست کجاست؟ نمای چهارم کیارستمی شاعر سینما بود، غزلسرای ناب هنر هفتم نمای پنجم باز هم طعم گیلاس اما اینبار شناخت عمیق و نگاهی متفاوت به زندگی و مرگ نمای ششم کپی برابر اصل، شیرین ، باد ما را خواهد برد زیر، درختان زیتون و... از بین بردن مرز بین مستند و فیلم، نگاه شاعرانه به زندگی ، انسانیت، دوستی عشق و مرگ نمای هفتم عباس کیارستمی رفت و دیگر هیچ ........
ادامه مطلب