تولد سی و نمیدونم چند سالگی - تاریخ: 1404/9/23 ساعت: 6:31
بعد ار سالها یاد وبلاگم افتادم، توی این چند سال به خاطر مشغله های زیاد وقت نکرده بودم بهش سر بزنم و پست بزارم. دنیای اینترنت به کل عوض شده توی این چند سال و تلگرام و اینستاگرام جای وبلاگ گرفتن و دیگر کسی سری به وبلاگ نمیزنه اما برای من هنوز خونه امن حساب میشه وبلاگ و بهش علاقه دارم. نمیدونم چرا اما ...
هوشنگ ابتهاج - تاریخ: 1401/6/21 ساعت: 17:36
بعد از مدتها سری به این خونه زدم، مدتهاست به خاطره مشغله کاری وقت نمیکنم اینجا چیزی بنویسم اما پر کشیدن سایه بهونه ای شد که باز سری به این خونه بزنم.کم کم داره هنر و هنرمند داره از این مملکت پر میکشه.روح سایه آسمانیمردن عاشق نمی میراندش در چراغ تازه می گیراندش Adblock test (Why?)
عباس معروفی - تاریخ: 1401/6/21 ساعت: 17:36
امروز عباس معروفی نویسنده بزرگ این مملکت فوت کرد.هدایت و معروفی نویسنده های مورد علاقه من بودن و همیشه خوشحال بودم که معروفی هنوز زنده است و مینوسه. امروز روز تلخی بود، تلخ نه فقط از بابت رفتن معروفی بلکه از بابت اینکه هنر این مملکت تهی ترو فقیر تر شد.معروفی انسانی آزاده، وطن پرست و روشنفکر بود در ن...
زندگی.... - تاریخ: 1400/11/25 ساعت: 9:25
این روزا اینقد درگیر کار شدم که وقت نوشتن ندارم، دیر به دیر میتونم بیام وبلاگمو به روز کنم، ولی از همه بدتر اینه که دل و دماغی نیست، سالهای ساله میگیم امسال قراره سال خوبی بشه اما هر سال دریغ از پارسال. این روزا بیشتر از همیشه دلگیر و ناراحتم بدون اینکه دلیلشو بدونم!!!! البته دلیلشو میدونم اما میدون...
همگناه - تاریخ: 1400/11/25 ساعت: 9:25
[unable to retrieve full-text content]ای همگناه من، بی تو پرواز همیشه محکوم به سقوطه حرفایی که تو سینه دارم همه از جنس سکوته
سرنوشت - تاریخ: 1399/8/15 ساعت: 3:47
سرنوشت را باید از سر نوشت                        شاید اینبار کمی بهتر نوشت  عاشقی را غرق در باور نوشت                        غصه هارا قصه ای دیگر نوشتاز کجا این باور آمد که گفت                        گر رود سر بر نگردد سرنوشت؟ Let's block ads! (Why?)
سال بلوا - تاریخ: 1399/8/15 ساعت: 3:47
دقیقا از عاشورای سال ۸۸ بود که شروع شد، سایه دار بر این مملکت افتاد و دیگه روی خوبی ندید. سال بلوا از اون روز شروع شد و هنوز ادامه داره، ۱۱ ساله که داریم تاوان سال سیاه پس میدیم، انگار دیگه تمومی نداره این همه بدبختی و سیاهی و کشتار.  Let's block ads! (Why?)
خسته - تاریخ: 1399/8/15 ساعت: 3:47
مدتها بود وقت نکرده بودم به کلبه تنهاییم سر بزنم، توی این چند ماه اینقدر درگیر بودم که در حد یک خطم نتونستم بیام بنویسم، اما خستم، خیلی خسته ، از همه چی خستم!!!بیشتر از همه از آدم های دوربرم، تصمیم گرفتم برم اگه این مملکت ویرانه نشه رفت حتما از این شهر سال دیگه میرم، هر جایی جز این شهر غمگین و حسود....
آخرین پست 98 - تاریخ: 1399/2/3 ساعت: 20:52
نرمک نرمک میرسد اینک بهاراما چه بهاری؟و چه سالی؟سال بلوا بود و سال سیاه، گاهی باید خدا شکر کرد که میگذره، سال 98 سیاه ترین سال زندگی من بود و چه خوب که تموم شد.پیشاپیش سال 99 مبارک
خوشتن خویش - تاریخ: 1399/2/3 ساعت: 20:52
درک معنای زندگی شاید مهمترین کار یک انسان زنده باشد، زندگی بودن در میان دو نبودن است و این بودن گاه به پوچی و گاه به کمال است. برای هر موجودی درک و تعریف زندگی متفاوت است، برای من درک و لذت بردن از بو
با من حرفی بزن - تاریخ: 1399/2/3 ساعت: 20:52
با من حرفی بزنبا من حرفی بزن قبل از آنکه پژمرده شومبا من حرفی بزنxa0قبل آنکه دور شومبا من سخنی گو قبل از انکه غروب شومزیستن در چشم به هم زدنی استتا فرصت پلک زدنی هست با من حرفی بزنxa0
رهایی - تاریخ: 1398/12/22 ساعت: 8:14
گاهی حتی کمک هم نمیخوای،هیچیفقط دوست داری دست از سرت بردارن که راحت زندگیتو بکنیخودت از پسش برمیای، اگه چوب لا چرخت نذارن... اگه راحتت بذارن... اگه برن دنبال زندگیشون و دست از سرت بردارن...xa0گاهی تمام چیزی که احتیاج داری همینه!
پایان خزان - تاریخ: 1398/10/4 ساعت: 0:59
آخرین نفسای پاییزه امساله، خیلی وقته تنفر از پاییزو گذاشتم کنار اخه پاییز که گناهی نداره تا میاد همه کاسه و کوزه هارو سرش میشکنیم. مشکل از خوده ما آدماست، آزار دادن و رنج کشیدن دوست داریم، خودخواهی دوست داریم، عالم و ادم عاصی میکنیم آخرش میگیم تقصیر پاییز افسرده است. بهار و تابستون و پاییز و زمستون ...
از بامداد به آیدا - تاریخ: 1398/8/28 ساعت: 6:51
عاشقانه های شاملو به آیدا...xa0آیدا ، امید و شیشهی عمرم !تمامِ بدبختیهای من ، بازیچهی مضحک و پیش پا افتادهای بیش نیست. تمام این گرفتاریها فقط یک مگس مزاحم است که با تکان یک دست برطرف میشود. بدبختی فقط هنگامی به سراغ من میآید که ببینم آیدای من ، لبخندش را فراموش کرده است ...xa0xa0احمد شاملو
سرود آشنایی - تاریخ: 1398/8/28 ساعت: 6:51
کیستی که منxa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 اینگونهxa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 بهاعتمادنامِ خود رابا تو میگویمکلیدِ خانهام رادر دستت میگذارمنانِ شادیهایم رابا تو قسمت میکنمبه کنارت مینشینم وxa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0x...
million years ago - تاریخ: 1398/8/28 ساعت: 6:51
زندگی تلاش برای رسیدن به رویاهاست حتی اگه در بی نهایت باشن...قبل از مرگ شاید فقط چند صدم ثانیه وقت داشته باشیم که ببینیم از زندگی کردیم لذت بردیم یا نه، گاهی در زندگی باید دیوانه بود و دل به دریا زد ت
ره کجا؟ - تاریخ: 1398/8/28 ساعت: 6:51
مي روم ،اما نمي پرسم ز خويشره كجا؟ منزل كجا؟مقصود چيست؟بوسه مي بخشم ،xa0ولي خود غافلمكاين دل ديوانه ،xa0را معبود كيست؟آه ، آري ، اين منم ،xa0اما چه سود" او" كه در من بود ،xa0ديگر نيست، نیستمي خروشم زير لب ،ديوانه وار"او" كه در من بود ،xa0آخر كيست؟ کیستxa0فروغ فرخزاد
صبوری - تاریخ: 1398/8/28 ساعت: 6:51
انسان با صبر و تحمل است که بزرگ میشود، فردا پایان 2 هفته صبوری منه، 2 هفته پیش که داشتم میرفتم توی اتاق عمل مثه همیشه با خودم داشتم قبل از بیهوشی دو دو تا چهارتا میکردم که شاید اینجا لحظه آخره، از سی
بی خیالی - تاریخ: 1398/8/28 ساعت: 6:51
نوعی بی خیالی هست که معمولا بعد از انتظار کشیدن های طولانی پیش می آید …بعد از مدتها تلاش کردنxa0دویدن و به در و دیوار زدنxa0بعد از مدتها خواستن بی نتیجه!یکدفعه احساس می کنی خسته ای،xa0بریده ای، دیگر توانش را نداری و هیچ چیز برایت مهم نیست …به اینجا که میرسی فقط دلت میخواهد تماشا کنیxa0برایت فرقی نمی...
از سی به بعد - تاریخ: 1398/8/28 ساعت: 6:51
2 ماه آخر 30 سالگی توام شد، با عمل زانو و خونه نشینی، با ترس و دلهره امروز رفتم دکتر به امید اینکه بگه میتونی روی پاهات راه بری که برعکس گفت حداقل یک ماه دیگه باید با عصا راه بری و استراحت کنی. ناامید

برچسب‌های مرتبط

دریاچه ارومیه | دریا دادور | دریای خزر | دریاچه چیتگر | دریاچه گهر | دریافت فیش حقوقی | دریافت موجودی بانک ملی | دریافت خلافی خودرو | دریاچه اوان | پاییز طلایی